فردریک شوپن
- نام
- Frédéric Chopin
- دورهٔ زندگی
- ۱۸۱۰–۱۸۴۹
- حوزهٔ فعالیت
- رمانتیک

بعضی ملودیهای شوپن طوری روی پیانو پیش میروند که انگار کسی دارد آواز میخواند. دست راست جملهای را تعریف میکند و دست چپ، آرام و پیوسته، زیر آن حرکت میکند. همین تصویر ساده راه خوبی برای نزدیکشدن به موسیقی اوست؛ پیش از آنکه درگیر سرعت پاساژها و تعداد نتها شویم.
از ورشو تا پاریس
شوپن آهنگساز و پیانیست لهستانیِ دورهٔ رمانتیک بود. او در سال ۱۸۱۰ به دنیا آمد، در ورشو آموزش دید و بخش مهمی از زندگی حرفهایاش را در پاریس گذراند. در سال ۱۸۴۹ درگذشت. پیانو در مرکز کار او قرار داشت؛ سازِ همراهیکننده نبود، بلکه تقریباً تمام جهان موسیقاییاش را با آن بیان میکرد.
نوکتورن، مازورکا و اتود؛ سه درِ ورودی
برای شروع شنیدن، نوکتورن میبمل ماژور اپوس ۹ شمارهٔ ۲ انتخاب آشنایی است. بعد سراغ یک مازورکا بروید تا حس رقص و جابهجایی تکیهها را بشنوید. اتودها چهرهٔ دیگری از شوپن را نشان میدهند: یک مسئلهٔ فنی، مثل حرکت سریع یا کنترل چند صدا، میتواند خودِ ایدهٔ موسیقی شود. این سه قالب را پشت سر هم بشنوید و از خود بپرسید چه چیزی در شیوهٔ جملهبندی عوض میشود.
آرامبودن یک قطعه یعنی آسانبودن آن؟
نه لزوماً. در قطعهٔ آرام فرصت بیشتری برای شنیدن نابرابریِ صداها داریم. اگر همراهی از ملودی بلندتر شود یا پدال هارمونیها را روی هم نگه دارد، جمله زود وضوحش را از دست میدهد. برای انتخاب نت، به گستردگی دست چپ، تعداد صداهای همزمان و تغییرات ریتم نگاه کنید؛ محبوببودن یک نوکتورن معیار مناسبی برای سطح آن نیست.
پشت پیانو به چه چیزی گوش بدهیم؟
یک جملهٔ کوتاه را اول فقط با دست راست بزنید و جای نفسکشیدنش را پیدا کنید. بعد دست چپ را جداگانه آنقدر آرام اجرا کنید که همچنان ضرب مشخص بماند. هنگام ترکیب، ملودی باید شنیده شود بیآنکه هر نتش را محکم بزنید. برای تمرین مقدماتی، درس ملودی و همراهی همین تفاوت را با تمرینی سادهتر توضیح میدهد.
یک برنامهٔ کوتاه برای شروع
سه دقیقه از یک نوکتورن را بشنوید، سپس چهار میزان از نت را با دست راست بخوانید. روز بعد همان میزانها را با همراهی اضافه کنید و یک بار هم بدون پدال ضبط کنید. مقایسهٔ این دو ضبط نشان میدهد کدام تغییر واقعاً به جمله کمک کرده است.
نقشهٔ پیشنهادی برای شناخت آثار شوپن
بهتر است شنیدن شوپن را فقط به چند نوکتورن مشهور محدود نکنیم. نوکتورنها زبان آوازگونهٔ او را نشان میدهند؛ مازورکاها رابطهاش با ریتم و خاطرهٔ لهستان را روشن میکنند؛ والسها از قطعههای صحنهای درخشان تا صفحههای شخصی و آرام گستردهاند؛ اتودها مسئلهٔ فنی را به موسیقی تبدیل میکنند و بالادها نمونهٔ روایت بلند در یک ساز هستند. شنیدن یک اثر از هر گروه، تصویر کاملتری از او میسازد.
روبـاتو، پدال و صدای آوازگونه
روبـاتو در شوپن به معنای بینظمی ضرب نیست. همراهی باید جریان خود را حفظ کند و ملودی با انعطافی محدود جلو یا عقب برود. در تمرین، ابتدا قطعه را با ضرب منظم بنوازید؛ سپس فقط در محل اوج یا پایان جمله انعطاف ایجاد کنید. پدال را با گوش و بر اساس تغییر هارمونی عوض کنید. اگر نتهای میانی کدر شدند، پدال کوتاهتر و لمس دست چپ سبکتر لازم است.
دیدگاه کاربران درباره ی این مطلب |
برای ثبت دیدگاه خود درباره ی این مطلب، وارد حساب کاربری خود شوید.
