اریک ساتی

انتشار: حدود 3 دقیقه مطالعه
نام
Erik Satie
دورهٔ زندگی
۱۸۶۶–۱۹۲۵
حوزهٔ فعالیت
موسیقی فرانسه در گذار به قرن بیستم
اریک ساتی

در ژیمنوپدی شمارهٔ یک، اتفاق‌ها با عجله از کنارمان رد نمی‌شوند. فاصلهٔ میان صداها بخشی از موسیقی است و یک ملودی کوتاه، بدون شلوغ‌کردن صفحه، در ذهن می‌ماند. همین کم‌گویی باعث می‌شود موسیقی ساتی هم برای شنونده آشنا باشد و هم برای نوازنده پر از ریزه‌کاری.

زندگی کوتاه در چند خط

اریک ساتی در سال ۱۸۶۶ در اونفلور فرانسه به دنیا آمد و در ۱۹۲۵ در پاریس درگذشت. او با محیط هنری مون‌مارتر ارتباط داشت و در مسیر کاری‌اش با هنرمندان رشته‌های دیگر همراه شد. سه ژیمنوپدی را در ۱۸۸۸ نوشت و مجموعهٔ گنوسین‌ها نیز از آثار شناخته‌شدهٔ پیانویی اوست. موسیقی‌اش بعدها توجه آهنگسازانی چون جان کیج را جلب کرد.

از ژیمنوپدی به گنوسین

برای آشنایی، ژیمنوپدی شمارهٔ یک و گنوسین شمارهٔ یک را در دو نوبت جدا بشنوید. در اولی، رفت‌وبرگشت همراهی را دنبال کنید؛ در دومی به حالت پرسش‌گونهٔ ملودی توجه کنید. هدف، پیداکردن یک برچسب احساسی ثابت نیست. ممکن است همان جمله در دو اجرای مختلف، معلق، آرام یا ناآرام شنیده شود.

چرا اجرای قطعهٔ خلوت سخت می‌شود؟

وقتی بافت موسیقی خلوت است، هر صدای اضافی بیشتر به گوش می‌رسد. ضربهٔ ناگهانیِ دست چپ یا عجله در پایان جمله می‌تواند تمرکز شنونده را از ملودی بگیرد. کم‌بودن تعداد نت‌ها به‌تنهایی دلیل مناسبی برای انتخاب نسخهٔ اصلی در هفته‌های اول آموزش نیست؛ فاصلهٔ آکوردها و جابه‌جایی دست را هم ببینید.

یک تمرین برای تعادل صدا

همراهیِ یک عبارت را جدا بزنید و صدای هر آکورد را با قبلی مقایسه کنید. سپس ملودی را تنها اجرا کنید و پایان جمله را بدون قطع ناگهانی بشنوید. در ترکیب دو دست، آرام‌تر نواختن همراهی معمولاً از محکم‌ترکردن ملودی مفیدتر است. اگر حرکت دست چپ هنوز مکث ایجاد می‌کند، سرعت را پایین بیاورید و مسیر جابه‌جایی را پیش از رسیدن ضرب آماده کنید.

خلوت‌نوازی هم برنامه می‌خواهد

برای یک صفحه از نت، محل نفس هر جمله و تغییر وزن هر میزان را علامت بزنید. پنج بار آهسته اجرا کنید و فقط در بار پنجم به شدت صدا فکر کنید. این ترتیب اجازه می‌دهد سکوت‌ها و فاصله‌ها شنیده شوند، بدون آن‌که تمرین به اجرای بی‌هدف و یکنواخت تبدیل شود.

سادگی‌ای که باید جدی گرفته شود

در ژیمنوپدی‌ها و گنوسین‌ها تعداد نت‌ها کم است، اما فاصلهٔ میان صداها و زمان ورود هر آکورد اهمیت زیادی دارد. اگر قطعه بیش از حد احساساتی یا کاملاً مکانیکی اجرا شود، تعادل آن از دست می‌رود. تمپوی ثابت، سکوت‌های دقیق و تفاوت ظریف میان ملودی و آکوردها پایهٔ اجرا هستند. دستورهای نامتعارف ساتی را نیز باید بخشی از شخصیت قطعه دید، نه شوخی جدا از موسیقی.

ساتی در پاریس و اثر او بر نسل بعد

ساتی میان فضای کافه‌ها، کابارهٔ مون‌مارتر و محافل هنری پاریس رفت‌وآمد داشت. زبان موجز و نگاه طنزآمیزش بر آهنگسازانی که از بیان سنگین رمانتیک فاصله می‌گرفتند اثر گذاشت. برای فهم بهتر، یک ژیمنوپدی را کنار قطعه‌ای از دبوسی و سپس اثری از گروه شش فرانسه بشنوید؛ تفاوت وزن هارمونی و برخورد با تکرار به‌خوبی آشکار می‌شود.

به اشتراک بگذارید:

دیدگاه کاربران درباره ی این مطلب


. برای ثبت دیدگاه خود درباره ی این مطلب، وارد حساب کاربری خود شوید.


هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!